|
ミ★ミ♥!! عاشق غريب (چاوكال) !!♥ミ★ミ
|
||
|
"درد" را از هر طرف نوشتم "درد" شد.(چاوكال) |
دوم:اگه کسی رو آنقدر دوست داشتی که مجبو شدی بندازیش توی قفس واسش بهترین قفس را تهیه کن.نه کمترینش را
سوم:اگه کسی خیلی دوستت داره و هر کاری کردی بد دید ...دیدش به جای خوب به بدی کشیده شد فقط برایش دلیل قانع کننده نیار برایش عشقت را بیار تا با عشقت به یقین برسه
مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبدیل می شوند
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبدیل می شوند
مراقب کردارت باش آنها به عادات تبدیل می شوند
مراقب عاداتت باش آنها به شخصیت تبدیل می شوند
مراقب شخصیتت باش آن سرنوشتت خواهد شد.

______________________________________________________________________________
دري كه بسته شد
ما را به در خانه رسانید که مستیم
سر شار غم و مست می جام الستیم
نشناخت کسی گر دل بشکسته ما را
خود نیز ندانیم که بودیم و که هستیم
ما راه به سر منزل مقصود نبردیم
زیرا که به نامردی عهدی نشکستیم
راندند به خواری ز سر کوی محبت
جانی که به یک مو در این خانه ببستیم
بستند در میکده با آنکه به عمری
پشت در این خانه سر خاک نشستیم
ای دوست سلامت سر تو تا نزنی می
ما جام پر از خون دل خویش شکستیم
ما را نه چنان خواه که دلخواه تو باشد
دیوانه عشقیم همنیم که هستم
دوم:اگه کسی رو آنقدر دوست داشتی که مجبو شدی بندازیش توی قفس واسش بهترین قفس را تهیه کن.نه کمترینش را
سوم:اگه کسی خیلی دوستت داره و هر کاری کردی بد دید ...دیدش به جای خوب به بدی کشیده شد فقط برایش دلیل قانع کننده نیار برایش عشقت را بیار تا با عشقت به یقین برسه
مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبدیل می شوند
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبدیل می شوند
مراقب کردارت باش آنها به عادات تبدیل می شوند
مراقب عاداتت باش آنها به شخصیت تبدیل می شوند
مراقب شخصیتت باش آن سرنوشتت خواهد شد.

______________________________________________________________________________
دري كه بسته شد
ما را به در خانه رسانید که مستیم
سر شار غم و مست می جام الستیم
نشناخت کسی گر دل بشکسته ما را
خود نیز ندانیم که بودیم و که هستیم
ما راه به سر منزل مقصود نبردیم
زیرا که به نامردی عهدی نشکستیم
راندند به خواری ز سر کوی محبت
جانی که به یک مو در این خانه ببستیم
بستند در میکده با آنکه به عمری
پشت در این خانه سر خاک نشستیم
ای دوست سلامت سر تو تا نزنی می
ما جام پر از خون دل خویش شکستیم
ما را نه چنان خواه که دلخواه تو باشد
دیوانه عشقیم همنیم که هستم

حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی!
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
در کجا هستی نهان ای مرغ!
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخه های شوق؟
می پری از روی چشم سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ی ادراک بال و پر؟
هر کجا هستی ، بگو با من.
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن.
آفتابی شو!
رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر.
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید.
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا.
روز خاموش است ، آرام است.
از چه دیگر می کنی پروا؟
" سهراب سپهری"
.
.
.
پسرکم گریه نکن...
پاشو نگاه کن که قبل تر ها چی بودی و به من چی گفتی که خاموش شدم و از هر لحظه به خاطر آوردنت به این تنهایی رسیدم...
حرفها دارم...
آره حرفهایی طولانی...
اما صدای سکوتم کو که منو بیدار کنه؟...
صدا کن مرا
صدای تو خوب است....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از خستگی روی تخت افتاده بودم...
به تفاوت دو سال پیش و الان فک می کردم. فقط و فقط یک چیز...
اینکه اون موقع روزی به بار نامه می فرستادیم. الان سالی یه بار...
اینکه اون موقع به همه می گفتم ازدواج کردم. الان اگه کسی بپرسه میزنم زیر گریه...
اینکه اون موقع از خودت بیشتر میشناختمت. الان دیگه حتی نمیدونم کجایی....
اینکه اون موقع پر عشق و شادی.... و الان پر درد و ناله
اینکه شباهتی وجود داره هنوز بین امسال و دو سال پیش؟ آره عشق پاک من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام گرمای وجودم تو این سرمای خشک زمستون.
گل همیشه بهار من نمی دونی تو این چند روزه ، یا نه ، تو این چند ماهه چقدر دلم برات تنگ شده
انقدر که حتی خودمم نمی دونم...
کریشنای مهربونم ، عشق همیشه حقیقیم داره می شه یه مهندس تَک
مثل همه چیزش که بهترینه
از اون احساس قشنگ آسمونیش ، تا اون نگاههایی که آدمو تا اوج آسمون پرواز می ده.
می خوام یه آرزو کنم، این که یه روزی بعد از این همه تلاش با این همه امید و باور خوشبخت ترین مرد دنیا باشی
یه مرد موفق و توانا واسه زندگیت (و البته امیدوارم) واسه زندگیمون.
عزیز دلم عاشتم ، یه عاشقی که می خواد از شروع تا پایان زندگیش مال تو باشه....![]()

اين هم يه نقاشي قشنگ كه توسط يكي از همشهري هاي ما يعني ( اشنويه ) طراحي شده است.
..::براي نمايش و ديدن عكس ها لطفا مراجعه فرماييد::..
به دليل حجم زياد عكس ها آنها را در ادامه مطلب قرار داده ام
با تشكر..::..S4D3GH


*نمي خواهم به جز من دوستدار ديگري باشي
براي لحظه اي حتي به فکر ديگري باشي
*
**
*نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم کسي نامش به لبهاي تو بنشيند*
*نمي خواهم کسي نقش چهره ات در خاطرش ماند
نمي خواهم نگاهي در نگاه تو در آميزد
*
* نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم کسي يارت شود در ره مستي*
*نمي خواهم به جز من يار کسي باشي
گل نازم!نمي خواهم خاروخسي باشي*
* نمي خواهم کسي با يار من سخن گويد
اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد*
*
**نمي خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم
مبادا مرده اي زنده شود با او سخن گويد*
*دوستت دارم ، دوستت دارم*
*به عشق تو مي نويسم تا بخواني و اين قلب عاشق مرا باور کني*
* **با چشمهاي خيس مي نويسم که دوستت دارم*
* **تا تو نيز با چشمهاي خيس بخواني و احساس مرا از ته قلبت درک کني*
*پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم*
که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب
داشت..از
پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو
قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي
براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و
ديگر چيزي نفهميد...
چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر
گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت
کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن
چنين نوشته شده بود:
سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت
نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت
بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.
(عاشقتم تا بينهايت)
دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به
خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم...
به کوه گفتم *عشق* چيست؟ لرزيد.
به پروانه گفتم *عشق* چيست؟ ناليد.
به گل گفتم *عشق* چيست؟ پرپر شد.
و به انسان گفتم *عشق* چيست؟ اشک از ديدگانش جاري شد و گفت؟ ديوانگيست.
به کودکي گفتند *عشق* چيست؟ گفت بازي.
به نوجواني گفتند *عشق* چيست؟ گفت رفيق بازي.
به جواني گفتند *عشق *چيست؟ گفت پول و ثروت.
به پير مردي گفتند *عشق *چيست؟ گفت عمر.
به عاشقي گفتند *عشق* چيست؟ چيزي نگفت:آهي کشيد و سخت گريست.
*عزيزم بهترين انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسير زندگي است*
*تو را از خدايي خواستم که به رحمت بي کرانش ايمان دارم*
*پس برايم بمان و بدان که تا بي نهايت عاشقانه دوستت دارم*
عاشقانه گريه مي کنم در فراق و دوري تو... عاشقانه گريه کردم در اوج تنهايي
و بي شانه هاي تو
دوستت دارم را از عمق دلم داد مي زنم و احساسم مي گويد چقدر نفس هايم به تو
وابسته هست
به تو نياز دارم نه نياز نه به تو عشق مي ورزم نياز زيبا نيست به تو وابسته
ام اما نه مادي
روحم قلبم احساسم به تو وابسته است...
دوستت دارم عزيزکم دوري تو مرا به آتش مي کشد
چقدر تلخ است طعم اين دوري ولي بار ديگر چه شيرين به دلم ثابت کرد که
ديوانه ام ديوانه ي تو...
خيلي سخته بغض داشته باشي ,اما نخواي کسي بفهمه...
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد که فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد اشنايي با عشقت رو بدون اون جشن بگيري ...
خيلي سخته روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اوني که فکر ميکني به
خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يک نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره...
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يک نفر از دست بدي اما اون بگه:
نمي خوامت
حال فاصله ها جشن ميگيرند هلهله ي جدايي را
بد ترين درد اين است که عشقت بميره...
بدترين درد اين است که به اوني که دوستش داري نرسي...
بدترين اين است که عشقت بهت نارو بزنه...
بدترين درد اين است که عاشق يکي باشي و اونم ندونه...
بدترين درد اينه که يکي بميره اونوقت بدوني دوستت داشته...
بهت نميگم دوستت دارم ولي قسم ميخورم دوستت دارم ...
بهت نميگم هر چي بخواي بهت مي دم چون همه چيزم تويي...
نمي خوام خوابتو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي ...
اگه يه روز چشمات پر از اشک شد و دنبال يه شونه گشتي که گريه کني
صدام کن بهت قول نمي دم که ساکتت کنم اما قول ميدم پا به پات گريه
کنم...
اگه دنبال مجسمه سکوت ميگشتي تا شرش داد بزني صدام کن قول ميدم
ساکت بمونم...
اگه دنبال خرابه ميگشتي تانفرتتو سرش خالي کن صدام کن قلبم تنها
خرابه ي وجود توست...
اگه شب خوابت نمي بره ستاره ها رو بشمار اگه نم اومد قطرات بارونو بشمار
اگه بند اومد به رفاقتمون فکر کن چون نه کم مياد نه بند مياد...
" دوستت دارم " را
من دلاويزترين شعر جهان يافته ام
اين گل سرخ من است .
دامني پر کن از اين گل که دهي هديه به خلق
که بري خانه دشمن !
که فشاني بر دوست ،
راز خوشيختي هرکس به پراکندن اوست !
در دل مردم عالم _ به خدا
نور خواهد پاشيد
روح خواهد بخشيد .
تو هم اي خوب من ! اين نکته به تکرار بگو
اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت
نه به يکبار و به ده بار، که صد بار بگو
" دوستم داري " را از من بسيار بپرس
دوستت دارم را با من بسيار بگو
___________________________________
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است
دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد
دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلامش مرا در عشقش غرق مي کند
دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد
دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد
دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد
دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد
دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد
دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست
دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده
دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است
دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است
...
"دلم براي تو تنگ است بهترينم"
____________________________
آن گاه که غرور کسي رو له مي کني ? آن گاه که کاخ آرزوهاي کسي
را ويران مي کني ? آن گاه که شمع اميد کسي رو خاموش مي کني?
آن گاه که بنده اي را ناديده مي گيري ? آن گاه که حتي گوشت را
مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ? آن گاه که
خدا را مي بيني و بنده ي خدا رو نمي بيني مي خوام
بدانم ? دستانت را به سوي کدام آسمان دراز
مي کني تا براي خوشبختي خودت
دعا کني ؟؟!!...
نمیدونم به چه زبونی باید ازت معذرت خواهی کنم...من شاید تازه بتونم درک کنم اون همه سختی و تنهایی رو که کشیدی...اون همه غمهایی که تحمل کردی و تا الان همچنان عاشق موندی....دستات رو میبوسم عزیزم..با همه وجودم در برار وجود پاک تو زانو میزنم...
نمیدونم شاید لیاقت این عشق بزرگ رو نداشتم...نمیدونم...مثل همیشه نمیدونم
خیلی ازت ممنونم...یه دنیا...یه اسمون...به خاطر اینکه با اون همه سختی که من به تو دادم همچنان بهم میگی پیشم میمونی...واقعا نمیدونم چی بگم....اینجا مینویسم تا همه بدنن که تو با وفاترین ادم روی زمینی...کسی که هیچ کس مثلش وجود نداره.و..هرگز وجود نخواهد داشت....
ازت میخوام ببخشی منو به خاطر لحظه هایی که نبودم..به خاطر لحظه هایی که تنهات گذاشتم....اما بدون که مجبور بودم....حالا اینجام ..کنار تو...فقط میخوام ببخشی منو..
کسی با هم نمیخواد مارو اما...حالا ما با همیم تنهای تنها...
و من...
عزیزم من فدای مهربونیات بشم تو کاری نکردی که از من معذرت میخوای من در اصل باید از تو معذرت بخوام که این همه درد بهت دادم.تو گلی من خیلی به تو بد کردم منو ببخش عزیزم.
من فدای احساس قشنگت بشم که منو زنده نگه داشته.من تا اخر عمرم عاشق تو میمونم عزیزم آخه من با تو عشقو شناختم از همه وجودم دوست دارم.
تو هیچ لحظه ای از من دور نبودی تو همیچ در قلب من بودی من با تمام وجود حست میکردم تو همیشه تو خیال من بودی عزیزم.درکت میکنم عزیزم منم اگه مجبور نبودم انجوری نبود گلم ولی از خدا میخوام همیشه خوشبخت و سلامت باشی عزیز دلم.
خواب شبانه
شروع قصه ی من باش توای پایان انتظار
دلم تنگه برای تو منو دست گریه نسپار
ببین که من واسه چشمات غزل غزل سرودم
فقط خواستم بدونی همیشه به یاد تو بودم
حالا تو با ناز نگات اینهمه آزارم نده
هر لحظه دم بدم غصه به این دل بیمارم نده
توای پایان انتظار شروع قصه ی من باش
|
|